|
سلام دوستان چطورین خوبین ذوق مرگ شدین من اومدم نه میدونم میدونم خودم ببخشین یه مدت نبودم اخه یه سری مشکلات سیاسی فرهنگی برام پیش اومده بود خوب چبکار کنم ای باباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خوب چی بگم از کجا بگم که چیز میز زیاده واس گفتن اول این که امرو نا فرم ضایع شدم امروز میخواسم برم سره کلاس فک کردم استاد نداریم میخواسم بچه ها رو بترسونم یه ذره رفتم تو گفتم پخخخخخخخخخخخخخ استاد داشتیم بعد استادمون همچین پرید سرش داشت میخورد به سقف(مرض.....با اونایی بودم که خندیدن) من ینی اب شدم از خجالت ای خدا اخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا راسی زیستمو ۸۰ درصد زدم به افتخارم دوستم اومد مثه خر تو کلاس گف هووو دختره شیرنی گفتم باز کی چه غلطی کرده من باید شیرنیشو بدم گف احمق جان زیست ۸۰ زدی گفتم باز تو توهم فانتزی زدی بعد نشونم داد منم دیگه دیگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگه یکی بیاد منو بگیره ای خداااااااااااااااااااااااااااا دیگه چی شششششد!!!!!!!!!! اها راسی هفته ی پیش مسئولمون گوشیمو تصرف کرد زنیکه بیشعور دماغ افساید... با اون ابروای پاچه بزش دلم میخوااد لهش کنم گریه مارو دراورد هفته پیش انقد این ادم بیشعوره به من گیر داده بود قبلا که تو ابرواتو بر میداری گفتم خانوم محترم من ابروام مثه ورداشتس مامانمم زنگ زد گفت باز رو حرفش پا فشاری میکرد اه... اصلا ولش کن کنفرانس میدهیم فرض کن من کنفرانس بدم اصل خنده داشتم هفته ی پیش کنفرانس میدادم مثلا تیریپ گذاشته بودم دستمو یه حالت خاصی رو میز گذاشته بودم یه دسم لیز خورد نصفم رف تیریپ گذاشته بودم دیگه ااااااااااااااا راسی یه پوتینم خریدم مامانم پاشده رفته برام پوتین پاشنه دار خریده بابا من خودم که نردبون هستم تو هم رفتی پاشنه دار خریدی ایول بابا خوب فعلا همین با یییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386 0:44 توسط وروجک خانوم |
سلام بر بچس چطورییییییییییییین اول از اونایی که میان و سر میزنن کمال بوس رو دارم منم که ... خب معلومه دیگه روانی شدیم رف خودم باورم نمیشه من که با دوستم تو خیابون ول بودیم میرفتیم صفا منظورمه ۲ ماهه پا مو از خون بیرون نذاشتم بچه خرخون دیدیییییییییییییییییییییی تنها سر گرمیمون فعلا اسکل کردن استادا بابا اخه این چه زندگیه واس ما درس کردن بمیریم بهتره که... دیرو با دوستام نشسته بودیم داشتیم ناهار کوفتمون میکردیم قناسمون اومد از جلومون رد شد رف بیرون مام گفتیم حتما رف خونش دیگه بعد همینجور که نشسه بودیم دیدم یه چیزی محکم خورد به در بعد فمیدم مدیرمون در ماشینش خورده بود به در ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااا..... یه بار نشد ما یه حرفی بزنیم به موقع باشه تاره یه جا دیگم ضایع شدم دیرو میخواس استادمون ادبیات بپرسه از مون بعد ما قد درازمونو دادیم پایین که مثلا مارو نبینه دوستم گف چته تابلو گفتم احمق جان میخواد بپرسه برو پایین.... نگو من بلند گفته بودم این شنیده بود اقا هنگیده بودم نافرم هر چی خونده بودم پرید از مغزم تازه تو را هم که داشتم میرفتم درس جواب بدم نزدیک بود بخورم زمین این دوستای احمقم هر هر میخندیدن ولی خوب حال همشونو گرفتم بعدا خودم دیرو عجب روز نجسی بودا این چه وضعیه اخه خدا میگم همه میان تو وبشون چی چیا منویسن ما میایم چی منویسیم خوب چیکار کنممممممممممممممم همش یا کلاسیم یا تو خونه چی بگم خوب اخه من خوب کاری ندارین دیگه بایییییییییییییییییی
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 22:54 توسط وروجک خانوم |
سلام بچه ها چطورین خوبین ببخشین من دیر به دیر اپ میکنم درس و زندگیوووووووو بدبختیییییییییییییییییییییی حالا هر کی ندونه فک میکنه چه خبره واااا نه اونجورم بدبختی ندارما ولی خوب همین پیش دانشگاهی بودن خودش یه نوع بد بختیه واس خودش واقعا موندم این چه روحیه ی مذخرفیه من دارم یه روز انقد خوشالم که داره از گوشام میزنه بیرون یه روز انقد ناراحتم امرو از همون روزای پاره کردن بودددددددددددددددد سرمام خوردم عصاب مصابم خط خطیه نافرررررررررررررررم امروز خونه ی عمم اینا مهمونی بود مامانم اینا رفتن من موندم تو خونه میخواسم گیسای خودمو بکنم دوستام زنگ میزدن فحش میدادم قط میکردم فحش خیلی باحال بود با این که دپسرده بودم اینا زنگ میزدن بهم حالللللللللل میکردمممممممممممممممممممممممممممممممم کلا من خراب رفیقمممممممممممممممممممممممممممممممم ولی خوب یه سری نامردی در حقم شده که حال طرف خوب گرفتم بعدش اومدیم یه اهنگی چیزی بذاریم یه ذره حالمون جا بیاد مثلا داشتم دنبال اهنگ شاد میگشتم ولی خوب تاثیری تو حالم ندا ش خوب چیکار کنم منم عصاب مصابم خورد هی این داداش فنچولم بابا دس از سره کچل ما وردار دیگه فنچولی... خوب اگرم خیلی خوشال باشم یه شهر یا کشور یا کره زمینو بهم میریزم تا ۳ بشمر ۱-۲-۳ دوفففففففففففففففففففففف تازه امرو با بابا مم دعوام شد نا فرم داشتم از خونه میذاشتم برم مانتومم پوشیدم برم بعد گفتم کجا میخوام برم اخه من ضایع شدم اخه من هر موقع عصبانیم یا ناراحتم باید از خونه بزنم بیرون یه ذره را ه برم حالم خوب شه بعد بیام خونه امرو اصلا پایه ی بیرون رفتن نبودم بچه ها من چیکار کنم اخه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان امرو داشتم تست فیزیک مثلا میزدم به سواله نیگا میکردم سرمو میخاروندم میخندیدممممممممم چون بلد نبودم.... قیافم اون لحظه خیلی با حال بود خداییی خوب فعلا بایییییییییییییییییییییییییی
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 22:25 توسط وروجک خانوم |
سلام بچه ها چطورین نه خواهش میکنم را نداره اصلا..... بابا این چه وضعیه .. بخدا ادمو از زندگی نا امید میکنین شماها خیلی خودمو کم بدبختی داریم .... اها راسی .... پنجشنبه دیدیم یه نور قرمز گفتم بچه ها الفرار که اول جوونی جن زده میشیم بعد یکی از دوستام گف بچه ها اونجارو دیدیم یه پسره الاف روبرو ی کلاس سرشو از پنجره کرده بیرون داره لیزر اقا منم عصبانی شده بودم ... سگ شده بودم نافرم پنجرر باز کردم گفتم هووووو برو گمشو تو جوجه خروسه بی خاصیت بی لیاقت اقا ما هر چی از دهنمون در اومد بهش گفتیم هر چی گفتم اولش بی داشت خودم نفمیدم بعد اون احمق گف دیگه چی بی بی کوچولو منو میگی .... کپ کردم این دیگه چه موجودیه لنگه کفشمو در اوردم پرت کنم تو سرش اقا ضایع شدم چون میدونس پرت نمیکنم کفشمو ... کفشم ناقص شه بهش گفتم نمیری تو .. رفتم یه جارو که کنار کلاسمون بود ور داشتم پرت کردم اقا تاپرت کردم مثه خر پرید تو اتاقش ای با بچه ها حال کردیم همینه دیگه ولی خوب از طرفی ضایع شدم .... استاد مو یه اومد تو کلاس از پشت زد رو شونم .... من کپ کردم اون لحظه گفتم ببخشین بخدا سوال درسی داش بعد استادمو گف تو باید به جای دانشگاه بری پیش دبستانی منم گفتم خوب اره راس میگین تا از کلاس رف بیرون من گفتم باز این اومد یه پارازیت ول داد حالا نمیدونم شنیده یانه حالا خوبه این همه داریم جون میکنیم هیچیم قبول نشیم اینش خیلی قشنگه ... حالا یه شعر باحال میخوام بنویسم + نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386 14:56 توسط وروجک خانوم |
سلام بچه ها چطورین خوبیییییییین منم بد نیسسسسسم
بابا بخدا دهن مهن مارو این درسا سرویس کرده ااااااااااااااااااااااااااااااااااه چیکار کنم من اخه!!!!!!!!! ولی خوب اسکل بازیایی که در میاریم منو دوستام بین درس این حرفاااااااااا خوب حال میده باور کنین نمیدونم به جز اسکل بازیامون تو کلاسسسسس چی باید بنویسم با این که پیش دانشگاهیم ولی از بچه گیم تقص بودم دیگه مثلا یه نمونه امرو زدم لهوندم یکی از دوستامو !!!! اخه ما کلاسامون تاشبه .....!!!!!!! فرض کنین شب میخواسیم از کلاس بیاییم بیرون یکی از دوستام که اخرین نفر میخواس از کلاس بیاد بیرون من پشت در وایسادم تا میخواس بیاد بیرون گفتم پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ اقا مثه جنازه ولو شد رو زمین !!!!!!.... هر تیکشو از یه جا جم کردیم خداییی جزه هاش داغون شد ولی بخاطر معذرت خواهیو این حرفا بهش قول دادم فردا ناهار مهمونش کنم یه نمونه دیگه ..... پریشب که داشتیم از کلاس میومدیم بیرون من بیرون ساختمون بودم یکی از دوستام داش از ساختمون میومد بیرون دیدی چراغ طبقه ی بالا روشنه بلند گف کسی بالاس من از یرون ساختمون داد زدم اره منممممم گف پس اومدی چراغ خاموش کن من از بیرون ساختمون داد میزدم جوابشو میدادم این اسکول دوطبقه فک میکرد من بالام من جواب اینو میدادم بچه ها از بیرون ساختمون میخندیدن خداییی تازه به اسکلیه این دوستم عمقی پی بردم یا مثلا یه نمونه دیگه..... اخه ما استادامون مرد هستن بیشترشون ینی درسای اختصاصی یکی از دوستام داش از جلو یکیشون رد میشد من زیر پایی گرفتم براش پرید تو بغل استادمون وااااااااااااااااااااااااااااااااای تو این یکی خودم ضایع شدم داشتم از استادمون اشکال میپرسیدم استادمون میخواس مطمئن شه که مثلا اشکالم همونیه که گفتم من گفتم بله همونه گف بلند بگو گفتم بللللللللللللللللللللللللللله اقا یه همه خندیدن تازه بعد ۲ ساعت عین این ملنگا دوزاریم افتاد چه خبره عین این عروس خرکیا سر سفره ی عقد این حرفا بله گفته بودم این جاش جالبه که استادمون خودش خندش گرفته بود به ما میگف چرا میخندین بچه ها بیایین اینم اپپپپپپپپپپپپپپ حالا شمت هام نظر مظر بدین دلمو خوش باشه .... والا بایییییییییییییییییییییییی + نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386 0:34 توسط وروجک خانوم |
سلام بچه خوبین یا نه؟ اصلا به من چه!!!! خوب خدایی امرو برام یه اتفاق غیر منتظره از اون جایی که من عصاب مصابم بد جور به هم ریخته بود خوب معلومه چون ۲ ماه بود نرفته بودم سیتی صفا.... با یکی از دوستای صمیمیم قرار گذاشتم امرو بعده کلاس بپیچونیم بریم یه جا دلمون واشه.. اقا کلاس که تموم شد دوستام گفتن کجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.... امرو ذوق مرگی؟ گفتم به شماها چه ربطی داره اخه برین گردو بازی بابا.. خلاصه با دوستم پیچوندیم اقا ای کرم ریختم ای کرم ریختم به دوستم یه چشمک زدم پروژه دسش بیاد دوستم گف اره.... وای وای وای وای بابا خوب دخترم خیلی تابلو بود دسش کرده بود تو جیب پسره نافرم اقا انقد ما وسط عشقولیشون پارازیت انداختیم اخرش که دیگه داشتن میرفتن۳-۲ متر از هم فاصله گرفته بودن تو اتوبوسسسسسسسسس واااااااااااااااااااااااااای یه پسر بچه هه خیلی شیطونی میکرد هی غر میزد نمیدونم چه مرگش شد منو که دید نشس مث ادم رو صندلی مامانش گف مثه این که از شما خیلی خوشش اومده .. گفتم بله خوب. تا بچه هه به من نیگا میکرد که تا بنا گوش نیشم وا میشد مامانه بره سره کا فک کنه خبریه بچه هه اخرش ناراحتی روحی پیدا کرد. فک میکرد من میرم الان میخورمش بعد دیگه چیییییییی شد.. اها... برگشتنه من با دوستم وایساده بودیم تو اتوبوس اصلا کرم صندلی خالی شد ... یه زنه میخواس بشینه به من گف شما بفرمایین من گفتم نه اصلا را نداره شما بشینین بعد گف پس کیفتونو بدین من دسم بگیرم گفتم نه اصلااااااااااااااااااااااااااااا.....(حال کرده بودم به زنه حال بدم) بعد به دوستم گفتم ببین چه حالی دارم بهش میدم زنه خرکیف شده اقا فک کنم شنید پاشد رف ۴ متر اون ور تر وایساد بعد دوستم نشس منم نشسم روپاش خدایی امرو بهم فاز داد.... دیگه همین فعلا ..... اینو داشته باشین تا اپ بعدی بااااااااااااااااااااااااااااااااااای
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386 0:34 توسط وروجک خانوم |
سلام بچه ها چطورین خوبیننننننن خونواده خوبن ایشالااااااااااااا مام بدنیسیم خوبیم .... وای دارم دیوونه میشم بخدا از دس این درساااااااا خواب بخدا عقده ای شدم انقد نرفتم گردش تفریح تو راه که داشتم میرفتم ... عین این ندید بدیدای ادم ندیده به این ور اون ور نیگا میکردم
مردم فک کردن من یه مشکلی چیزی دارم.... بچه ها یه چیز باحالللللللللللللللللللل همون روز یه ماسین عروس خفنه حرفه ای پارک کرده... اقا منم فضول وایسادم ببینم چه خبره ... نگو پاشنه ی کفش عروس شکسته بوده .. شب عروسی داماد داشت میرفت برا عروس کفش بخره .. ای مردم میخندیدن خدایی عروسه داشت میمرد از خجالت میرفت کفش میاورد این عروسه ایراد میگرفت داماده داش دیوونه میشد لباسش از شلوارش اومده بود بیرون ولی خدایی به عروس داماده یه همچین ماشینی نمیومد بهشون پیکان جوانان گوجه ای بیشتر میومد صبا که میرم کلاسسسسسسسسسس باز دو تا کبوتر عاشق فنچولکو میبینم .... خدایی فک کنم دختره از پسره پسره عین سیریش چسبیده به دختره.... انقد این دوتا ضایعن هروز از بغلشون رد میشم میگم باباااااااااااا... بخدا خض بازیم حدی داره.. خیلی حال میده
از اول صب حال مارو میگیرن این که نشد زندگی که خوب همین دیگه.. بایییییییییی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 1:31 توسط وروجک خانوم |
سلام خوبین.... پیش پای شما یه سوسکه اخه همیشه میرفتم رو تخت وای میسادم یه وخ نخورتم.... ولی خدایی انقد که از سوسک میترسم از موش نمیترسم امرو با یکی از دوستام رفته بودم بیرون یه مرده ازین سوسک مصنوعیا میفروخت میخواسم بخرمش یه حالی به این دوستام بدم گفتم یه میبینی گندش در میاد .. حالا اونو بیخیال اقا ما داشتیم تو پارک واس خودمون را میرفتیم ۲ تا کبوتر عاشق دیدیم نشسن دارن دل میدین و قلوه میگیرن به دوستم گفتم .... بهترین فرصت برا ضد حال ما درس رفتیم نشسیم روی نیمکت روبروشون .... چن کلمه با هم رف میزیدم بهشون نیگا میکردیم فقط دلم میخواس از قیافه ی دختره یه عکس مینداختم .... تا ۲ رو ز می خندیدم دختره به پسره گف برییی یه جا دیگه ..... اه... مام که هدفمون همین بود هر هر خندیدیم دختره اخرش گفت ایشششششششششششششش منم گفتم . تو سینمام که فقط باید وسط فیلم چراغارو روشن کنن خداییش یه فیلم.... میشه درس کرد حال گیرییییییییییییی تو سینما ۲ تا رانیه خوشگل خریدیم وسط عشقولیه ۲ نفر تو تاریکی دره ۲ تاشو با هم وا کردیم هردو از ترسشون مثه فشنگ پرید هوا... این یکی از همه بهتر بود .. ولی این بار صدای کل ملت تو سینا دراومد مام اون وسط گفتیم چقد مردم بی فرهنگن نمیذارن فیلممونو ببینیم اخه وسط فیلم رانی باز میکننن ..... اینو که گفتیم همه فهمیدن منو دوستم بودیم مثلاخواسیم ماس مال شه میبینی اقبال.... اقا بغل دسته همه دخترا یه پسره خوشگل خوشتیپ نشسه بود از شانس منو دوستم بغلمو ن اومد یه پیر مرده ۹۰-۸۰ ساله ی افغانی نشس ... بی خیال این صبتا.... حالا فکر بد نکنبن باباااا به جهنم... ولی دارم شانس میگم حالا یه متن باحال میخو ام بنویسمخودم میخوام حال کنم شمارو نمیدونم شاید باورتون نشه وقتی اهنگشو شنیدم ۲ ساعت گریه میکردم عشق اسمونیه من... شاید ندونی..... از لحظه ای که چشم قلبم تورو دید دل به تو بستم تو با چشمای افسون گرت منو جادو کردی بی تو بودن بران طاقت فرساست درد بی تو بودن درمون نداره .... چاره کار من تویی عشق اسمونیه من سخته که باور کنم منو از یاد بردی .... من طلوع عشق با همه زیباییاش در نگاه گرم تو دیدم نمیدونم چرا عشقت دس از سرم بر نمیداره ... تو دنیای منی .. بی تو هیچم شاید تدونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم چه بلا ها که دیدم .. ولی .... همرو به جون دل خریدم
باییییییی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 0:9 توسط وروجک خانوم |
|
| ||||||